یک مانیفیست فرهنگی نوین
جدایی ازخانواده
فیلم شهرساحلی به کارگردانی مایکل جونز دو جنبه عمده در رابطه با گرایش به اعتیاد را مورد توجه داشت:خانواده ودوستان.خانوده گسسته به عنوان عامل پیدایش اعتیاد در شخصیت اول فیلم (جوی)معرفی شد.در این فیلم دو خانواده گسسته(روابط درونی افراد به دور از گرما وعلاقه لازم است)ویک خانواده بی تفاوت(افراده نسبت به تربیت یکدیگر اهمیت قایل نیستند)به تصویر کشیده می شوند.دستاورد این خانواده ها چیزی جز فقدان آسایش و ارتباط سالم با فرزندان در خانواده نیست.هر که به فکر خویش بوده وهیچ گونه نظارت یا حمایتی اعمال نمی شود و والدین نمی توانند الگوی مناسبی برای فرزندان باشند.در فیلم ،جدایی فرزند از خانواده ومحل سکونت،نبود حضور عاطفی وروانی موثر والدین و در نهایت ،همچون بسترهای گرایش به بزهکاری معرفی میشوند.آنچه در فیلم بیش از هر چیز نمود دارد وعوامل بروز انحراف را نشان می دهد،ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب وسالم است چنان که حتی پلیس مسولیت فیلم نمی تواند باپسر خود رابطه خوبی برقرار کند.
دکتر مجید خراسند با اشاره به اهمیت مسولیت بسیار خطیر وسنگین خانواده در قبال فرزندان،آن رانخستین سنگ بنای جامعه ومهم ترین ضربه گیر آن میداند که چنانچه کارکرد خوبی داشته باشد،از بروز
بسیاری مشکلات اجتماری ،جلوگیری خواهد کرد.او در تاکید ارتباط میان طلاق ومواد مخدر می گوید:در جامعه ایرانی 35الی 40درصد ازموارد طلاق با مواد مخدر در ارتباط است ودر حال حاضر 10الی 12میلیون نفر از مردم ایران به انحای مختلف با این پدیده شوم در گیرند.عامل دوست ناباب رادر گرایش جوانان به موارد مخدر ،یکی از عوامل موثر دانسته،می گوید:حدود 70درصد از افرادی که در سن کمتر از30سال به سمت مواد مخدر گرایش داشته اند ،دوستان راعامل انحراف خود دانسته اند .این در حالی است که خشونت و قتل را باید از جرایمی دید که در پی این گام نخست آسیب اجتماییاز رامی رسند. خانواده به عنوان هسته اصلی جامعه،مهمترین جایگاه در ارایه الگو یمناسب به فرزندان است . اگرخانواده ای در اریه الگوی مناسب به فرزندش ،لحظه ای تعلل کند ،الگوی دوستان در خارج از محیط گرم خانواده ،فعال شده و اصولی را به فرد می آموزد که برای جبران مضرات آن،گاه هیچ فعالیت عملی و اموزشی جوابگو نخواهد بود .او معتقداست ما علاوه بر دانش به دو ابزار دیگر نیاز داریم. یکی مهارت وبه ویژه مهارت های تدریجی (processing skills )و دیگری تغییر در نگرش که این تغییر نگرش در برخی استان های کشور ،ضروری تر به نظر می رسد. مسیرتربیتی فیلم صورت زخمی به کارگردانی برایان دی پالما یکی از بهترین بازی های "آل پاچینو"را در خود دارد و به رابطه و همراهی سیاست با قاچاق و تو زیع مواد مخدر اشاره می کند . عده ای مهاجر از جمله "تونی مو نتا نا " از کوبا به آمریکا وارد میشوند،حرکت آنها سوار بر قایق و بر روی آب می تواند اشاره ای به بی ثباتی آن مهاجران به لحاظ پایگاه اجتماعی مناسبی ندارند . این نکته ای است که در جامعه ما نیز به صورت مختلف،عامل گرایش به مصرف مواد مخدر است. فردی که در این شرایط قرار می گیرد ، از سیر تکاملی طبیعی انسان ها جا می ماند .
زخم های دست و صورت او نشان از زندگی پر التهاب وی در دوران کودکی ونوجوانی دارند فقدان حمایت پدر و مادر و عقده های دوران کودکی، فرد را به سمت مصرف مواد مخدر سوق می دهند ، او سپس به قاچاق و قتل کشیده می شود . یگانه تکیه گاهش ، رفیقی است که تا اواخر فیلم با او همراه است ، رفیقی که در نخستین مرحله از تبادل و قاچاق مواد مخدر همراه اوست.
دکتر مجید خراسند با تاکید بر لزوم وجود تکیه گاه در زندگی می گوید: نبود تکیه گاه موجب هرز رفتن استعدادها و قوای انسانی می شود ، انسانی که بسیار می توانست در جهت مثبت اثر گذار باشد ( و قدرت او از آنجا روشن می شود که به سرعت ، رییس یک باند تبهکاری می شود) ، هرز می رود . این در حالی است که در مسیر تربیتی درستی می توانست بسیار موفق باشد.
وجود تکیه گاه ، الگوی اموزشی مناسب و تعلق به امری متعالی ، می توانند استعداد افراد را در زندگی به سمت و سویی مشخص سوق دهند، بی آنکه قابلیت و قوایی به هدر رود و در انجام امور بیهوده صرف شود.
مصرف قانونی
فیلم مشهور پدر خوانده به کارگردانی " ف.ف کاپولا " این فیلم به خانواده مهاجری نظر دارد که از آمریکا می آید "دون کارلئونه " در راس قدرت خانواده است .
پنج خانواده دیگر مهاجر هم از ایتالیا آمده اند و قدرت را تقسیم کرده اند. اما "کار لئونه "در قله قدرت همه اینهاست . این شخص در ابتدای قصه ، فرد داد خواهی به نظر می رسد و کسی که به زعم خودش ، احقاق حق می کند . بسیاری فکر می کنند باید از طریق او مشکلات خود را حل کنند و در غیر این صورت ، کارشان توهین به او محسوب می شود.
کارگردان طی جریان آزار و اذیت شدن دختری که پدرش برای داد خواهی نزد دون کارلئونه می آید ، شخصیت او را به نمایش می گذارد . در زمان ساخت این فیلم ، الکل در جامعه آمریکا پذیرفته شده و خرید و فروش و مصرف آن ، قانونی است . عده ای از این طریق و به راه انداختن مکان های تفریحات شبانه به کسب و کار قانونی مشغولند. دون کالئونه، خود از طریق این اماکن و قمارخانه ها و کازینوها فعالیت می کند . اما مواد مخدر ، ممنوعیت دارد. او نیز با تجارت مواد مخدر مخالفت می کند، چون به نظر او روح افراد را تخریب می کند . ضمن آنکه وارد شدن خانواده او در قاچاق موادمخدر، روابطش را با مراکز قانون و همین طور ماموران پلیس تحت الشعاع قرار می دهد.
او به جهت مخالفت با قاچاق مواد و سرمایه گذاری روی آن ، ترور می شود. خانواده قدرتمند دیگر به جهت سود در خانواده او وسست کردن خانواده اش ، زمینه های پخش مواد را فراهم می کنند.
دکتر خرد مند معتقد است : بحث از فیلم پدر خوانده به اندازه یک اقیانوس است. اما عمده ترین نکته فیلم آن است که قدرت و سرمایه و در توزیع که سرچشمه های شهر هستند . در جامعه ما این افراد می افتند و شخصیت آنها فرو می ریزد.
او می گوید مواد مخدر پدیده ای همه جانبه است و توجه همه جانبه ما را می طلبد . امروز این پدیده تهدیدی علیه امنیت ملی ماست. اکنون وقت آن است که ما در جنبش پیشگیری ، توان نرم افزاری خود را تقویت نماییم. سینما می تواند عامل موثری در این رابطه باشد ما اکنون به دو موضوع اساسی توجه داریم:
1- استرتژی کاهش تقاضا که آقای دکتر هاشمی آن را رسما به عنوان سیاست جمهوری اسلامی ایران در این حوزه به سازمان ملل اعلام کرده اند.
2- مقابله با عرضه که همچون سیلی می تواند آنچه را در مقابل خود می بیند، نابود سازد.
معضل پلیس های خرده پا "قاچاق" به کارگردانی " استیون سودربرگ" محصول آمریکا، که از جهت ساختار با فیلم های دیگر متفاوت بود ،آنچه در فیلم قاچاق بیش از هر چیز بارز بود، عدم تشابه با ساختار غالب فیلم های آمریکایی بود . اگر چه از سوپر استارهای مطرحی در سینمای آمریکا چون مایکل داگلاس و کارتین زتاجونز نیز استفاده می کند، ولی تشابهی به ساختار غالب فیلم های هالیوودی آمریکا ندارد و ساختاری کاملا غیر متعارف همراه با شیوه داستانی غیر معمول را دنبال می کند . فیلم قاچاق سه خط داستانی به ظاهر متمایز از هم را دنبال می کند که در جریان فیلم تعمیق پیدا کرده است

.