فعاليت‌هاي متمركز برفرد

مخاطره آميز ترين دوران زندگي از نظر ابتلا به سوء مصرف مواد، دورة بلوغ و نوجواني است. فرايند بلوغ يكي از بحراني ترين دوره‌هاي زندگي هر فرد مي‌باشد به طوري كه اين دوران، دوران طوفان و فشار خوانده شده است. باظهور بلوغ، مرحلة نوجواني آغاز مي‌شود. نوجواني دورة انتقال (Transition) است. دوره اي كه فرد قبل از اينكه خود را بيابد دچار اختلال يا اغتشاش در نقش خود (Role Confusion) و بحران هويت (Identity Crisis) مي‌گردد. فردي كه قبل از اين به عنوان كودك به خوبي ايفاي نقش مي‌كرد، دربرخي از ابعاد تلاش مي‌نمايد نقش يك فرد بالغ را ايفا نمايد. دراين دوره نوجوان در وضعيتي بين دو مرحلة كودكي و بزرگسالي قرار گرفته و زيرفشار و انتظارات اين وضعيت قرار دارد.

ازطرف ديگر، تغييرات سريع جسماني نوجوان سبب مي‌شود تا احساس نامتناسب بودن نمايد. اين تغييرات فيزيكي منجر به اختلال تصوير فرد از خود (self image) مي‌شود. اين تصويرذهني با تصويري كه فرد ازخود در آئينه مي‌بيند متفاوت است وشامل درك فرد از وضعيت جسماني خود مي‌باشد.

بنابراين، تحول بلوغ و نوجواني، تصويرذهني نوجوان از جسم و هويت شخصي اش را تهديد مي‌كند. نوجوان، در نظر گرفتن تجربيات گذشته وقبول تحولات بلوغ، هويت خويش را از نو بازسازي مي‌كند. حتي مخالفت وستيز نوجوان باوالدين و عصيان دربرابر ارزش‌ها و قدرت‌ها ودخالت‌هاي ديگران، براي تثبيت هويت وجدا نمودن هويت خويش از سايرين است.

اين عوامل يعني اغتشاش نقش و نياز به ايفاي نقش به عنوان يك فرد بالغ،‌اختلال در تصوير فرد از خود و نياز به پذيرفته شدن از طرف دوستان و استقلال،‌نوجوان را به رفتارهائي مانند سيگار كشيدن ياسوء‌مصرف مواد ديگر سوق مي‌دهد.

استراتژي‌هايي كه اطلاعات،نگرش‌ها و رفتار كودكان و نوجوانان در مورد مواد و مهارت‌هاي تطابقي و اجتماي و نيازهاي آنان را مورد هدف قرار مي‌دهند، درحقيقت شايع ترين روش‌هاي پيشگيري هستند.

الف ـ دادن اطلاعات در مورد مضرات مصرف مواد:

اين برنامه براين باور استوار است كه مصرف مواد به دليل فقدان آگاهي صحيح از زيان‌هاي مصرف مواد صورت مي‌گيرد. اگر چه مطالعات نشان داده اند كه استفاده از اين روش به تنهائي تاثير چنداني دركاهش اعتياد ندارد، با اين حال مي‌بايست همواره به عنوان يكي از ( راه‌هاي اصلي مداخله دربرنامه‌هاي جامع پيشگيري، مورد استفاده قرار گيرد.)

ب ـ تاثير برارزش‌ها و نگرش‌ها ( تغيير نگرش‌هاي مثبت و تثبيت نگرش‌هاي منفي نسبت به مصرف مواد مخدر:

نگرش‌ها (attitudes) عبارتند از باورهاي فرد درمورد نتيجه و عاقبت هركار و ارزشي كه فرد براي اين نتيجه قائل است. نگرش‌ها دلايل منطقي بروز رفتارهاي هر فرد خاص مي‌باشند. بديهي است كه قبل از شروع فعاليت‌هاي پيشگيري، مطالعه وشناخت باورها و نورم‌هاي هراجتماع اهميت بسياري دارد. مطالعات ثابت كرده اند كه افرادي كه نسبت به مواد نگرش‌ها و باورهاي مثبت دارند احتمال مصرف و اعتيادشان بيشتر از كساني است كه نگرش‌هاي خنثي يا منفي دارند. ليكن تغيير ياايجاد نگرش‌هائي كه به طور طولاني باقي بمانند كارآساني نيست. تقويت نگرش‌هاي منفي يا تغييرنگرش‌ها از خنثي به منفي آسانتر از تغييرنگرش مثبت به منفي است.

متاسفانه اغلب برنامه‌هاي آگاه سازي از مدارس شروع مي‌شوند درحالي كه كودكان را بايد از سنين كوچكتر كه هنوز باورهايشان به طور كامل شكل نگرفته است مورد هدف قرا داد. نگرش‌ها و ارزش‌هائي كه برپيشگيري از سوء مصرف مواد موثرند عبارتند از:

ـ ارزش‌هاي مذهبي

ـ اولويت دادن به ارزش‌هاي اجتماعي (Social values) به جاي ارزش‌هاي شخصي و فردي (personal values)

ـ ارزش حس مسئوليت فردي

ـ ارزش سلامت فردي

ـ هرمصرفي ممكن است منجر به اعتياد شود.

ـ‌ عادي نبودن مصرف مواد

ـ استفاده از ارزش دادن نوجوانان به ظاهر خود و پذيرفته شدن از طرف ديگران

ـ قابل اعتماد نبودن افراد معتاد

پ ـ آموزش مهارت‌هاي اجتماعي و تطابق با استرس‌ها

مهارتهاي اجتماعي يعني «توانائي انطباق كافي در روابط بين فردي». اين روش برتئوري يادگيري اجتماعي (social learning Theory) استوار است. براساس اين تئوري، يادگيري اجتماعي باتقويت‌هاي مثبت و منفي كه فرد در نتيجة رفتار خود كسب مي‌كند و مشاهدة رفتار ديگران و عواقب آن شكل مي‌گيرد. به تدريج فرد توانائي پيش بيني عواقب رفتار خود و نگرش ديگران را در مورد رفتار خود كسب مي‌نمايد. اين توانائي موجب تنظيم رفتار و دروني كردن تشويق‌ها و تنبيه‌ها و درنتيجه تغيير آن مي‌شود. مطالعات مختلف نشان داده اند كه آموزش مهارت‌هاي اجتماعي ميزان سوء مصرف مواد ورفتارهاي وابسته به آن مانند پرخاشگري، انزوا، فرار از مدرسه وخانه و سرقت را كاهش مي‌دهد. برخي از مهارت‌هاي اجتماعي كه كسب آن در پيشگيري از اعتياد اهميت دارد عبارتند از:

مهارت‌هاي ارتباطي (Communication skills)، توانائي اظهار نظر (assertiveness) توانائي مخالفت ورد كردن (rehearsal and resistance skills).

بهترين روش براي آموزش مهارت‌هاي اجتماعي استفاده ازتكنيك modeling مي‌باشد كه مبتني بر تئوري يادگيري اجتماعي است.

ت ـ آموزش مقاومت در مقابل فشار‌هاي دوستان:

ارتباط و دوستي با همسالاني كه مبتلا به سوئ مصرف مواد هستند،عامل مستعد كنندة قوي براي ابتلاي نوجوانان به اعتياد مي‌باشد. طبق نتايج حاصل از تحقيقات در بيش از 60 درصد موارد،‌اولين مصرف باتعارف دوستان و همسالان صورت مي‌گيرد. به خصوص همسالان درشروع مصرف سيگار و حشيش بسيار موثرند. براي خنثي نمودن تاثيرنگرش‌ها و فشارهاي دوستان، از آموزش مقاومت در مقابل فشار دوستان استفاده مي‌شود. درحال حاضر،‌استفاده از اين روش بسيار متداول شده است،‌ وهمراه با روش ايجاد نگرش منفي نسبت به مواد به كار مي‌رود. مطالعات نشان داده اند كه استفادة همزمان از اين دو روش ميزان بروز سوء مصرف مواد را كاهش داده و سن اولين مصرف را نيز به تاخير مي‌اندازد. با اين روش، به كودكان و نوجوانان مي‌آموزيم كه چگونه و با چه پاسخ‌هايا رفتارهائي خود را از موقعيت‌هاي ناراحت كننده اي كه در اثر فشار ديگران به وجود مي‌آيد،‌رها نمايند.

ث ـ‌ شناسائي افراد در معرض خطر و اقدامات لازم:

عوامل شخصيتي مختلفي بامصرف مواد در نوجوانان ارتباط دارند. از اين ميان، بروز برخي از صفات بيشتر نشان دهندة‌ احتمال اعتياد فرد در آينده هستند وبه طور كلي فردي را تصوير مي‌كشد كه با ارزش‌ها يا ساختارهاي اجتماعي (مانند خانواده، مدرسه، مذهب) ‌پيوندي ندارد. اين صفات عبارتنداز: كمبود اعتماد به نفس،‌طغيان گري،‌عدم پذيرش ارزش‌هاي سنتي، تمايل شديد به كسب هيجان،‌تمايل شديد به انحراف،مقاومت درمقابل قدرت، نياز به شديد استقلال، احساس عدم كنترل بر زندگي خود. علاوه برموارد فوق شواهد مختلفي از استعداد ارثي ابتلا به اعتياد وجود دارد.

برخي از اوقات فرد هنگام روبرو شدن با استرس‌هاي گوناگون درمعرض خطر قرار مي‌گيرند.

انواع استرس‌ها عبارتند از :

ـ حوادث مهم زندگي

ـ مشكلات روزمره

ج ـ ارضاي نيازهاي اجتماعي و رواني نوجوانان

چ- ‌الگوبخشي و آموزش از طريق همسالان